السيد محمد حسين الطهراني

196

الله شناسى (فارسى)

از اين بحث أصالة الوجود و عدم امكان تكرّر نفس حقيقت شىء كه بگذريم ، مىرسيم به تقسيم وجود كه منقسم مىشود به دو نوع : ذهنى و خارجى . امّا وجود ذهنى ، اعتبارى است محض و مفهومى است صرف همچون بقيّهء مفاهيم ذهنيّهء منتزعهء از مصاديق آن ، كه به نحو حَمْل شايع صناعى از محمولات بالضَّميمه بر آن حمل مىشود نه به نحو خارج محمول . بنابراين اين گفتارت كه زيد موجود است ، بعينه مانند اين گفتار ديگرت است كه زيد كاتب است ؛ و آن عبارت مىباشد از يك مفهوم كلّى واحد منطبق بر افرادش كه شمارش ندارد و به اصطلاح حكيم آن را از « معقولاتِ ثانيه » نام گذارده‌اند . امّا وجود عينى خارجى كه اين مفهوم ذهنى از آن حكايت مىنمايد و انتزاع مىشود ، داراى چهار نوع مىباشد : 1 - ذاتى و آن بشرطِ لا و به شرط شىء ( مقيّد ) و لا به شرط است ( مطلق ) . و در قسم به شرط شىء مندرج است نوع دوّم يعنى : 2 - وجود رابط كه عبارت است از مُفاد كانَ ناقِصه . 3 - رابطىّ و آن عبارت است از وجودى كه فى نفسه بودنش عين وجود آن براى غيرش مىباشد ، مثل أعراض .

--> - بر در شاهم گدائى نكته‌اى در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رَزّاق بود در شب قدر ار صبوحى كرده‌ام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خُلد * دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود ( « ديوان حافظ » طبع پژمان ، ص 110 و 111 ، غزل شمارهء 250 )